نیایش
۱۳۹۱/۱۲/۲۷
آری ای من از من های خفته ، خصم های دون
چند صباحی بیش نیست تا غایت این سال که همان صفحه آغاز گذشت
قرنی به دردم
پخته گردد این گندم سوده و این آب
به تقدیر شگرف مصحف بر لوح محفوظ
الاها ، ای ملک ، ای رب من ، ای روح قدسی ، ای آنچه نامت نیک دانم
ای عزیز همره و هشیار
نورم ، امیدم ،
قوه این جسم زارم ، نور دیدار مداوم حقیقتم بیفزا
می هراسم ای پدر
از ترفند و تبلیس قوانین، هجر و دیدار
از پست این چرخ مدور می هراسم
این قافله حرمت زمانند
ای روح قدسی
همرهانم سالی از عشق و گوارا
آب جاویدت بچشان و بچشان و بچشان
هر که دارد حلقه ای ، ای روح هادی ، ای امین،
دور فرما رنج راه ، سختی بسیار ،درد دوری از یار، فقر و بیمار
آمین


نویسنده: رضا
سرزمین مادری مهد آن یار دلجویی ست که قرن ها قبل از آمدنم گمشده راهم بوده و خواهیم سپرد جان در جوار شیرینش.