سرزمين مادري

اگر دستم رسد بردار منصور بی پروا  ز خون خود اناالحق بر فراز دار  بنویسم

تاتستان

۱۴۰۴/۰۶/۰۶

تو مرا آزردی

که خودم کوچ کنم از شهرت

تو خیالت راحت

می روم از قلبت

می شوم دور ترین خاطره در شب هایت

تو به من می خندی

و به خود می گویی: باز می آید و می سوزد از این عشق ولی

برنمی گردم، نه

می روم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد

عشق زیباست و حرمت دارد

سهراب سپهری

نویسنده: رضا
© سرزمين مادري