شب تاسوعا بود آن شب
۱۴۰۰/۰۵/۲۷
شب تاسوعاست
پرچم سرخ حسین است ، راز بیداری عاشق ، بیعت خونین سرخ است.
تربت شاهد آن دشت بلاخیز
عهد خون است و دادن جان
عهد صداقت بود آنجا . و کنون
هر روز عهد ها می بندند با سیاهی دل خویش
ندارند هیچ اندیشه ، هیچ امید صلاحی
که اینان بهر نابودی هر چه جان و همه خاک
ندارند اندیشه غیری...
درد عباس انتظار کودکان بود مانده بر جان
پوشانیده اند چهره خصمانه ابلیس درون را با نام شیعه و مقداد و ابوذر
که دیگر
نویسنده: رضا
سرزمین مادری مهد آن یار دلجویی ست که قرن ها قبل از آمدنم گمشده راهم بوده و خواهیم سپرد جان در جوار شیرینش.