سرزمين مادري

اگر دستم رسد بردار منصور بی پروا  ز خون خود اناالحق بر فراز دار  بنویسم

شمیم یار

۱۳۹۰/۰۵/۰۱

می خواهمت چنانکه ظلمت سرای شب چراغ را

می جویمت چنانکه روشن دلی گمگشته راه را


بی تابم ، چنانکه ماهی تنگ بلور ، دریا را

یا کودک جنگ زده ، آغوش مام را


محو توام چنانکه ستاره مشرقی حضور آفتاب را

یا ابهام بی قرار فرهاد ،آغوش یار را


تو ناظری ضجه های هر شب عهد شباب را

یا چنانکه حسرت لیلا برده قرار یار را


ای خواهش پر صلابت بودن با شما

تا زنده ای بجوی شمیم دلربای یار را

نویسنده: رضا
© سرزمين مادري