سمن
۱۳۹۰/۰۸/۰۳
ای سمن ای یاسمن ها
گاه چه جانکاه یاد مهربانی های عزیزت
تارو پودم می رباید
و چه بی تاب بر همه هست هستی چنگ می زنم
به نام همه هستی ات هیچ شدم
و تنها بهانه ای بهر دلتپش های خالی دل پر نیاز و رازت
به پاس دمی از بودنتان همه چرخه را بی دریغ در خواهم نوردید
سالهایی بس شگرف شاهد ماندگار موج بودم و ساحل
و جاوید است لوح مرطوب خیال انگیز ماندگارت ، تن تفدیده بی هویتی را.
کاش کلام گلایه ام بودی
نویسنده: رضا
سرزمین مادری مهد آن یار دلجویی ست که قرن ها قبل از آمدنم گمشده راهم بوده و خواهیم سپرد جان در جوار شیرینش.