سرزمين مادري

اگر دستم رسد بردار منصور بی پروا  ز خون خود اناالحق بر فراز دار  بنویسم

سمن

۱۳۹۰/۰۸/۰۳

ای سمن  ای یاسمن ها

گاه چه جانکاه یاد مهربانی های عزیزت

تارو پودم می رباید

و چه بی تاب بر همه هست هستی چنگ می زنم

به نام همه هستی ات هیچ شدم

و تنها بهانه ای بهر دلتپش های خالی دل  پر  نیاز و رازت

به پاس دمی از بودنتان همه چرخه را بی دریغ در خواهم نوردید

سالهایی بس شگرف شاهد ماندگار موج بودم و ساحل

و جاوید است لوح مرطوب خیال انگیز  ماندگارت ، تن تفدیده بی هویتی را.

کاش کلام گلایه ام بودی

نویسنده: رضا
© سرزمين مادري